بازنگری در جدال «داستان یا عدم داستان»
نوشتهٔ مایا چونگ

این یک نسخه از Books Briefing است، راهنمای هفتگی ویراستاران ما به بهترین کتابها.
در سالهای اخیر، برخی از رمانهای ادبی که بیشترین بحث را به خود جلب کردهاند، حداقل در زمینهٔ روایت، برای خوانندگانشان محتوای گفتوگو کمی فراهم کردهاند. در اواخر دههٔ ۲۰۱۰، نویسندگانی چون رچل کاسک، بن لرنر و شیلّا هتی کتابهایی نوشتند که بیشتر به دروننگاری میپردازند و از اتفاقات کمی برخوردارند؛ این آثار شاخصهای ساختار صعود‑نزول سنتی را کمدارند و بهجای آن، صدای روایت و توصیفهای دقیق را در اولویت میگذارند. این نوع نوشتار برای همه مناسب نیست: بهعنوان مثال، نویسندهٔ M. L. Rio بر این باور است که «دلیلی نیست که یک رمان مجبور به انتخاب بین صدا و اقدام باشد». این هفته، او هشت کتاب با محوریت روایت را برای خوانندگانی که به دنبال داستانی مهیج هستند، توصیه میکند.
من موافقم که داستانها میتوانند هم هیجان و هم خوداندیشی را در بر داشته باشند و میپرسم آیا کسانی که باور دارند مرز واضحی میان رمانهای پر روایت و رمانهای بدون روایت وجود دارد، به خود آسیب میرسانند؟ رمانهای متمرکز بر روایت گاهی بهظاهر داخلی بهنظر میرسند؛ این رمانها لحظات انفجاری بیشتری را با بخشهای طولانیتری از تأملات شخصیتمحور ترکیب میکنند. بهعنوان مثال، در رمان «The Secret History» از دولنا تارت، از صفحهٔ اول میدانید چهکسی مرده است؛ برای بقیهٔ کتاب، صرفاً مهارت نویسنده در بیان «چرا» و «چگونه» را تحسین میکنید. این کلاسیک مدرن از محیط تاریک دانشگاهی شامل بخشهای بسیاری است که معمولاً در رمانهای ذهنی یافت میشوند: شخصیت اصلی، ریچارد پاپن، پسری از شهر کوچک کالیفرنیاست که بهطرز شگفتانگیزی جایگاهی در کالجی نخبهٔ نیوانگلند ندارد. بخش عمدهای از بیش از ۵۰۰ صفحه در ذهن ریچارد رخ میدهد؛ او گروهی از دانشجویان کلاسیک مرموز را مینگرد، از نگاهشان به او میپرسد و سعی میکند دریابد در دنیای اجتماعی این گروه کجا جای میگیرد. بسیاری از تأملات او بر جزئیات کوچک و نامفهوم متمرکزاند — و اگرچه کم پیشرفتی در پیشبرد درام اصلی میکنند، اما همچنان جذاب و گیرندهاند.
در مقابل، بسیاری از داستانهایی که میتوانند «بدون روایت» نامیده شوند، از نظر فعالیت کاستی ندارند؛ لحظات کوچکتر بهسادگی وزن بیشتری میگیرند. بهعنوان مثال، دربارهٔ کتاب «Outline» از کاسک میتوانید بگویید که اتفاق خاصی نمیافتد. اما راوی به یونان میرسد، با افراد برای صرف غذا دیدار میکند، با دانشجویان و همکاران گفتگو میکند. من معتقدم هر لحظه از این کتاب حس پیشبردی دارد چرا که او بهصورت فعال تصمیم میگیرد چه چیزی را گزارش دهد و چه چیزی را حذف کند و مشاهدات خود از محیط و همصحبتهایش را به اشتراک میگذارد. روایت محتاط اما صریح او، زندگی را همانطور که واقعا زندگی میشود، توصیف میکند.
یک رمان بر پایهٔ اجرایش موفق یا ناموفق میشود؛ اگر تنها نقطههای داستانی را بهسرعت پشت سر هم بیان کند، شبیه به کاری میشود که توسط ChatGPT تولید میشود. اما یک اثر عالی، با تنظیم دقیق سرعت وقوع حوادث، تعلیق را میسازد و در عین حال اهمیت مسئله را در ذهن شخصیتها واقعی مینماید. به همین دلیل، یک رمان ترسناک بهخوبی ساختهشده و یک رمان کوتاه، صمیمی و روایتشده از دیدگاه اول میتوانند جذابیت متقاطع بیشتری نسبت به بازاریابی یا جامعهٔ طرفداران خود داشته باشند. خوانندگانی که خود را بهسوی یک نوع ادبیات میکشند، اگر از حوزهٔ راحتی خود بیرون روند، ممکن است از کشفهایشان خوشنود شوند.

هشت کتاب پر روایت که باعث میشود صفحات را پشت سر هم ورق بزنید
توسط M. L. Rio
برخی از خوانندگان از داستانهای بدون روایت و سرشار از عمق لذت میبرند؛ کسانی که اینطور نیستند باید این عناوین را امتحان کنند.
مقالهٔ کامل را بخوانید.
چه کتابی بخوانیم
آقای دودرن، اثر جورجیو دی چیریکو، ترجمهٔ استفانیای هیم
رابطهٔ میان هنرمند و مخاطبانش بهطوری که منتقدان بهمدت طولانی تجزیه و تحلیل و شیءسازی کردهاند، خستهکننده شده است، اما کتاب آقای دودرن، دیدگاهی نوین از منظر خود هنرمند فراهم میکند. این رمان پیش از انتشار که توسط نقاش ایتالیایی‑یونانی دی چیریکو، بهصورت پراکنده در طول دههها نوشته شده، فاقد روایت خطی واضحی است؛ بهجای یک قوس داستانی قابل هضم، خواننده نگاهی به درون ذهن دی چیریکو میاندازد، که نقاشیهای نامتقارن او از میدانهای خالی شهری در اوایل قرن بیستم، بعدها تأثیر عمیقی بر سورئالیستها گذاشت. «یک اثر هنری هرگز نباید بیننده یا سازنده را به فرآیندی از استدلال، نقد یا توضیح وادار کند»، دی چیریکو مینویسد (طبق یک ترجمهٔ اولیه)؛ در عوض، «باید صرفاً احساس رضایت را برانگیزد … یعنی وضعیتی که در آن دیگر استدلال وجود ندارد». — رایان ساسین
از فهرست ما: شش کتاب قدیمی که امروز شایستۀ محبوبیت هستند
در هفتهٔ آینده
📚 محرومیت از ارث، توسط روت پراور جهابوالا
📚 سرمایهداری، توسط سوین بیکرت
📚 در سراسر جهان، توسط نتن لاست
مطالعهٔ آخر هفتهتان

چگونه آشفتگی ورزشهای دانشگاهی را برطرف کنیم
توسط سلی جینکینز
در این فصل، نه سرمربی فوتبال در دانشگاههای بزرگ با حقوق سالانه بیش از ۱۰ میلیون دلار آغاز کردند و ۴۶ نفر دیگر نیز برنامهریزی شدهاند که حداقل ۴ میلیون دلار دریافت کنند. دستمزد مربیان دومین هزینه بزرگ ورزشی در مدارس Football Bowl Subdivision است، پس از هزینههای زیرساختی. بسیاری از این مربیان حتی در صورت شکست، میلیونها دلار بهدست میآورند. بهعنوان مثال، در سال ۲۰۲۱، دانشگاه ایالتی لوئیزیانا (LSU) به برایان کلی یک قرارداد تضمینی ۱۰ ساله به ارزش ۹۵ میلیون دلار اعطا کرد — تنها برای اینکه پس از شروع فصل با نتیجه ۵–۳ او را اخراج کرد. این اخراج منجر به یک شرط خرید بازنشستگی تقریباً ۵۴ میلیون دلاری شد و دعوایی درباره وجوه حقالمرجع او بهوجود آمد. از زمان راهاندازی سیستم پلیآف فوتبال دانشگاهی در سال ۲۰۱۵، دانشگاههای عمومی طبق گزارشی از کمیسیون نایت در امور ورزشی میاندانشگاهی، که یک مؤسسه پژوهشی در اصلاحات آموزشی ورزش است، در مسیر پرداخت بیش از یک میلیارد دلار خسارت به مربیان هستند. بهطور خلاصه، دانشگاههای دولتی در طول تنها ۱۰ سال بیش از یک میلیارد دلار به تعدادی اندک مربیان اخراجشده پرداخت میکنند. «پرداختهای اخلالی»، گفت امی پریوتپرکو، مدیرعامل کمیسیون نایت، به من، «بهواقع یک علامت تعجب برای این مشکل ایجاد کرده است».
مقالهٔ کامل را بخوانید.
