اعضای باشگاه کتاب نیو ساینتیست نظرات خود را درباره کتاب منتخب نوامبر، «هر نسخه از تو» اثر گریس چان، به اشتراک میگذارند.

«هر نسخه از تو» اثر گریس چان کتاب منتخب نوامبر برای باشگاه کتاب نیو ساینتیست بود.
باشگاه کتاب نیو ساینتیست به بررسی درونمایه ذهن ادامه داد با کتاب منتخب نوامبر ما، که از نگاه نورولوژیست مسعود هوسین به اختلالات مغزی برخی از بیمارانش، مغزهای ما، خودهای ما، به اکتشاف علمی‑تخیلی گریس چان دربارهٔ دنیایی که شهروندان در آن مغزهایشان را به یک بهشت مجازی بارگذاری میکنند، هر نسخه از تو، پیش رفت.
با دنبال کردن داستانهای تاو‑یی – که برای ترک دنیای خود، هرچند تحت تأثیر تغییرات اقلیمی ویران شده، برای بهشت دیجیتال گایا دلزده میشود – و دوستپسرش ناوین، که یکی از نخستین افرادی بود که مغزش را بارگذاری کرد – هر نسخه از تو بدون شک توجه اعضای باشگاه کتاب را به خود جلب کرد. اینطور برای من نیز صادق بود: احساس میکردم این کتاب به مسائل متعددی میپردازد؛ از آنچه یک فرد را «خود» میسازد تا معنای «خانه»، و از تغییرات اقلیمی تا سوگواری.

گریس چان: «چگونه پس از بارگذاری به واقعیت مجازی، عاشق بمانیم»
رمان علمی‑تخیلی نخستین گریس چان، «هر نسخه از تو»، به راز آگاهی میپردازد و نگاهی درخشان به آیندهٔ نگرانکننده فناوریهای بهسرعت پیشرو ارائه میدهد.
«واقعا از این کتاب لذت بردم. احتمالاً بهترین کتابی است که تا کنون باشگاه کتاب انتخاب کرده»، گلن جانسون در گروه فیسبوک ما مینویسد. «آشنایی من با آواتارها محدود به اولین فیلمی است که همان نام را داشت، بنابراین در چند فصل اول کمی سردرگم شدم»، مارگارت بُکان میگوید. «اما پس از ورود به روایت، کتاب مرا مسحور کرد. میتوانم نیاز به فرار از آشوبی را که خودمان بر روی زمین ایجاد کردهایم درک کنم، ولی نیاز تاو‑یی برای حفظ جوهره و هویت خود، واقعاً باورپذیر بود.»
جودیت لازِل نیز این رمان را «خواندنی بسیار لذتبخش» میدانست و نکتهای را که من نیز تحت تأثیر قرار گرفتم، برجسته کرد: «واقعاً از لحظات «بیاهمیت» لذت بردم و اینکه وضعیت وخیم سیاره بهصورت جانبی توصیف شده بود»، او میگوید. نکتهای بسیار خوب: من فکر میکردم روشی که چان برای ما فراهم کرد تا خودمان واقعیت دردناک استرالیا در اواخر قرن ۲۱ام را بهدست آوریم، بهطرزی درخشان اجرا شد.
بدیهی است که این باشگاه کتاب دارای تعداد زیادی عضو است (اکنون بیش از ۲۲,۰۰۰ نفر)، بنابراین همه نظرات مثبت نداشتند. «من این کتاب را دوست داشتم اما دربارهٔ پایان آن احساس ابهام میکنم»، لیندا جونز میگوید؛ در حالی که جنیفر مارانو نیز نسبت به برخی جزئیات قانع نشده بود: «وضعیت آبوهوا که در کتاب توصیف شده بسیار نگرانکننده است»، او میگوید. «همیناکنون کتاب را تمام کردم و احساس ناخوشایندی داشتم. امیدی مطرح شد که سیاره میتواند بازسازی شود، در حالی که بیشتر انسانها به گایا در فضای سایبری منتقل شدهاند، اما هیچ اشارهای به این که جهان دیجیتال به چه منبعی انرژی میگیرد، نشده بود.»
هر نسخه از تو ماهها با من همراه بود (من آن را در ماه مه خوانده بودم) همانطور که به بسیاری از پرسشهایی که آن مطرح کرد، فکر میکردم – از جمله، البته، اینکه آیا خودم را بارگذاری کنم یا نه. من تمایل دارم که این کار را نکنم، همانطور که خود چان نیز میگوید، همانطور که در مصاحبهمان به من گفت، و این سؤال توسط اعضا بهصورت آنلاین مورد بحث قرار گرفته است. «در دنیای کنونی – نه، اما اگر/زمانی که جهان ما به همان درجهای که در کتاب آمده فروپاشد، ممکن است داستان متفاوتی باشد»، استیو سوان میگوید.
کارن سیرز نگاه جالبی به این سؤال دارد. «هنگامی که این کتاب را میخواندم فکر میکردم تا بتوانم از ساختار، سیاستها و پروتکلهای گایا اطمینان حاصل کنم، از بارگذاری خودداری میکنم»، او مینویسد. «سپس رباطهای زانویم را صدمهزدهکردم و این اندیشهام را کمی تغییر داد. بیشتر به این فکر کردم که اگر دسترسی به دنیای کنونی بسیار دشوار شود، شاید تمایل کمتری برای ماندن در آن داشته باشم.»
یکی از چیزهایی که واقعاً در این کتاب دوست داشتم، نحوهٔ برخورد آن با موضوع ناتوانی از طریق درد و ناراحتی ناوین در دنیای واقعی بود – عاملی اصلی که او را به تمایل برای بارگذاری به گایا انگیزه میداد. این موضوع بهنظر من بهدقت و با حساسیت به تصویر کشیده شد و همانطور که نیال لایتون نیز تأکید کرد، تأثیرگذار بود.
«فکر میکنم اعتبار این شایستگی به چان میرسد که سعی میکند به پرسشهای مربوط به ناتوانی و حاشیهنشینی بپردازد (بهویژه با توجه به برخی انتقادات نسبت به کتابهای اخیر دیگر)، اگرچه گمان میکنم موارد بیشتری نیز وجود دارد»، نیال در پاسخ به کارن میگوید. «اگر شخص پیشفرض پایداری آگاهی را رد کند، این دربارهٔ تصمیم به بارگذاری چه میگوید؟ مسائل معاصر بزرگی دربارهٔ چگونگی مدیریت و احتمالاً پایان دادن به رنجهای فیزیکی و روانی وجود دارد، و همچنین دربارهٔ ساختارهای جوامع انسانی که زندگی افراد ناتوان را بهطور غیرضروری دشوار میسازند.»
در نقدی که بر کتاب نوشت، نیال اظهار کرد که «احساسات بسیار متضاد» نسبت به این رمان داشته است. «این اثر پیچیده و لایهلایه است که به موضوعات متعددی از اهمیت معاصر میپردازد و بدون شک ذهن من را درگیر کرد. از این منظر، انتظارات من از یک رمان علمی‑تخیلی خوب را برآورده میکند. گریس چان به وضوح با تمام توان بر روی طرح، شخصیتپردازی و نثر خود کار کرده است و این کتاب، اگر به این سبک علاقهمند باشید، کتابی عالی است»، او مینویسد.
«از سوی دیگر، من جزو آن دسته از افراد نیستم. این کتاب ثابت کرد که همچنان کتابی وجود دارد که بهنظر میرسد ناشران (اگر نه خوانندگان مانند من) تقاضای بیپایان خود برای یک اثر دیگر که شخصی شجاعانه با یک جهنم دیستوپی دیگر روبرو میشود، برآورده میکند.»

اگر میتوانستید ذهن خود را به یک بهشت مجازی بارگذاری کنید، آیا این کار را میکردید؟
گریس چان، نویسندهٔ «هر نسخه از تو»، کتاب منتخب نوامبر برای باشگاه کتاب نیو ساینتیست، به پیامدهای فلسفی تصمیمات شخصیتهای خود میپردازد.
این نکتهای بود که چندین عضو مطرح کردند – نه یک دیستوپی دیگر! «این کتاب نسبتاً آسان برای خواندن است، اما نمیتوانم بگویم که بهطور خاص از آن لذت میبرم. این یک دیدگاه دیستوپی دیگر از آینده است و امسال چند مورد از این دست داشتهایم، مانند پسر دنگی و حرکت دایرهای»، دیوید جونز میگوید.
برای فیلی گورسکی، کتاب «بهتدریج بر من تاثیر گذاشت (در ابتدا مطمئن
