آموزش زبان انگلیسی

در اینجا هر چیزی را که برای آموزش زبان انگلیسی نیاز دارید، برای شما فراهم نموده‌ایم.

دوره ۴۰۰۰ کلمه‌ی ضروری – کتاب سوم

دوره ۴۰۰۰ کلمه‌ی ضروری – کتاب سوم

دوره ۴۰۰۰ کلمه‌ی ضروری – کتاب سوم با ترجمه فارسی 4000Essential English Words – book 3 With Persian Translation مجموعه‌ای از کتب با عنوان “۴۰۰۰ کلمه ضروری انگلیسی” توسط پُل نیشن نوشته شده‌اند که به شش سری تقسیم می‌شوند. این مجموعه شامل ۴۰۰۰ لغت اساسی انگلیسی است که هر زبان‌آموزی باید آن‌ها را فرا بگیرد. …

دوره ۴۰۰۰ کلمه‌ی ضروری – کتاب سوم ادامه »

۳۰. گربه‌ها و رازها

۳۰. گربه‌ها و رازها

فصل بخش اول – گربه‌ها و رازها In English, there is a common idiom “let the cat out of the bag”. در انگلیسی، اصطلاح رایجی وجود دارد «گربه را از کیسه بیرون دادن». It means to tell a secret. یعنی گفتن راز. But where did this idiom start? اما این اصطلاح از کجا شروع شد؟ …

۳۰. گربه‌ها و رازها ادامه »

۲۹. پل شیطان

۲۹. پل شیطان

فصل بخش اول – پل شیطان A young woman’s cow had crossed the river in the morning when the water level was moderate. گاوِ زن جوانی صبح که سطح آب متوسط بود از رودخانه عبور کرده بود. But when the woman returned with her dog to get the cow, she was overwhelmed by how high …

۲۹. پل شیطان ادامه »

۲۸. مهمانی

۲۸. مهمانی

فصل بخش اول – مهمانی Cody’s family moved to a new house. خانواده‌ی کودی به خانه‌ی جدیدی نقل مکان کردند. His dad got a new job as a professor. پدرش شغل جدیدی به‌عنوان استاد یافت. Cody liked his new town, but he missed his grandparents. کودی شهر جدیدش را دوست داشت، اما دلش برای پدربزرگ …

۲۸. مهمانی ادامه »

۲۷. پرنده و عنکبوت

۲۷. پرنده و عنکبوت

فصل بخش اول – پرنده و عنکبوت There was once a very big spider. روزی، عنکبوت خیلی بزرگی بود. however, If a bug got into his web. با این حال، اگر حشره‌ای به تارش می‌گرفت، بلافاصله حشره را نمی‌خورد. he didn’t eat it right away.He would carefully examine it. او با دقت آن را بررسی …

۲۷. پرنده و عنکبوت ادامه »

۲۶. آرچی و الاغش

۲۶. آرچی و الاغش

فصل بخش اول – آرچی و الاغش Old Archie needed some money. آرچی پیر به مقداری پول احتیاج داشت. He decided to sell his donkey. او تصمیم گرفت الاغش را بفروشد. So he and his son Tom went to town. پس او و پسرش، تام، به شهر رفتند. It was situated many miles away. چندین …

۲۶. آرچی و الاغش ادامه »

۲۵. برکه‌ی جو

۲۵. برکه‌ی جو

فصل بخش اول – برکه‌ی جو Joe made the world a better place. جو دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کرد. He got the idea to do that at school. ایده‌ی این کار در مدرسه به سرش زد. He watched a video there. او در آنجا ویدیویی تماشا کرد. It was about a factory. درباره‌ی …

۲۵. برکه‌ی جو ادامه »

۲۴. رابطه‌ی دوستانه‌ی قدرتمند

۲۴. رابطه‌ی دوستانه‌ی قدرتمند

فصل بخش اول – رابطه‌ی دوستانه‌ی قدرتمند Tim was the strongest man in the town. تیم قوی‌ترین مرد شهر بود. When he played sports, he always won. وقتی ورزش می‌کرد، همیشه برنده بود. He performed and exercised in the public park. او در پارک عمومی اجرا و ورزش کرد. He did this to show everyone …

۲۴. رابطه‌ی دوستانه‌ی قدرتمند ادامه »

۲۳. کمپ

۲۳. کمپ

فصل بخش اول – کمپ Stacie wanted to stay at a nice hotel for vacation. استیسی می‌خواست برای تعطیلات در هتلی زیبا اقامت کند. But her parents sent her to a terrible camp instead. اما والدینش در عوض او را به اردوگاهی وحشتناک فرستادند. For breakfast, Stacie liked fresh juice and chocolate milk, but she …

۲۳. کمپ ادامه »

۲۲. جایزه‌ی بهتر

۲۲. جایزه‌ی بهتر

فصل بخش اول – جایزه‌ی بهتر Jenny delivered food for a restaurant. جنی غذا به یک رستوران غذا تحویل داد. She read the newspaper and said, “Uh-oh”. او روزنامه را خواند و گفت: «اوه-اوه». There was a story about a thief. داستانی درباره‌ی یک دزد بود. He stole food, and no one had seen him. …

۲۲. جایزه‌ی بهتر ادامه »

پیمایش به بالا